یادداشت مدیر
فروردین ۶, ۱۳۹۹
برگزیده مسابقات قرآنی
اردیبهشت ۱۱, ۱۳۹۹

پنج راهِ کشتن رویاهایتان

بیش تر ما وقت خواب یا دم غروب ها، حتی گاهی در طول روز و در مدرسه هم در ذهن مان مشغول پروراندن رویاهای دور و دراز، گاهی هم رویاهای دم دستی هستیم. احتمالا خیلی از شما می توانیم و تمایل دارید از این که آدم خیال پردازی هستید دفاع کنید و کلی هم استدلال درست، احتمالا کمی هم غلط، در این باره دارید؛ مثل این که بزرگ ترین و مهم ترین آثار ادبی جهان حاصل ذهن های خیال پرور اند، یا این که، وقتی به چیز هایی که دوست داریم فکر کنیم به آن ها دست خواهیم یافت.  در کل فکر می کنم شما انگیزه کافی برای خواندن در باب سودمندی رویا داشته باشید. برای همین این را به خودتان سپرده و در این مطلب، البته به نقل از یک کارآفرین موفق برزیلی به نام بِل پِس، «پنج راه برای کشتن رویاهایتان» به شما خواهم گفت.

چرا این موضوع مهم است؟ چون معمولا هم پوشانی چندانی بین رویاهای ما و زندگی واقعی مان وجود ندارد. در ذهن مان موفق ترین موجود دنیا هستیم اما در واقعیت رغبت زیادی به تلاش زیاد و بدو بدو نداریم.

پنج راه وجود دارد که شما را به رویاهایتان نمی رساند:

یک: باور این که موفقیت یک شبه صورت می پذیرد. اگر دیدید یک نفر یک شبه به موقعیت اجتماعی مهمی دست پیدا کرد و زندگی اش زیر و رو شد یک نگاه به امکانات زندگی و طبقه اجتماعی و یا تربیت خانواده و … بیندازید تا ببینید که یک تاریخ پشت این موفقیت است.

دو: باور این که پاسخ شخص دیگری شما را به رویایتان می رساند. افراد دائما به شما می گویند: «از این راه برو حتما موفق می شوی.» اما واقعیت این است که شما با انتخاب هر مسیری، راه ها و مسیر های دیگری را از دست داده اید. این شمایید که باید انتخاب کنید، دیگران پاسخ کاملی برایتان ندارند.

سه: وقتی به موفقیتی می رسی فکر کنی مقصد نهایی همین است و از این پس نیازی به تلاش نداری.

چهار: این نکته بسیار مهم است. باور به این که اشتباه از شخص دیگری است. مردم دائما می گویند: من ایده خوبی داشتم اما جامعه از من حمایت نمی کند. اگر رویایی داشته باشی این وظیفه توست که به آن تحقق ببخشی. پس، مسئول رویاهای خودت باش.

پنج: باور این که تنها چیزی که مهم است خود رویاها هستند. یک گروه کوهنورد از قله ای سخت بالا می رفتند حسابی عرق می ریختند و خسته می شدند. وقتی به قله رسیدند جشن کوچکی گرفتند شادی کردند و چند تا عکس گرفتند. چند دقیقه بیش تر نگذشت که یکی گفت: خب حالا برگردیم!

این یعنی باید بدانید که زندگی هرگز درباره اهداف نیست. زندگی درباره سفر (راه رسیدن به اهداف) است. البته که شما باید از هدف هایتان لذت ببرید اما هدف نقطه امن شادی نیست که وقتی به آن رسیدی زندگی ات به مقصد رسیده باشد.

رسیدن به رویا احساسی زودگذر است اما زندگی تو زودگذر نیست. اگر از سفر لذت نمی بری احتمالا باید رویایت را عوض کنی! ☺️

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *