شنبه ٩ اسفند، همه‌چیز عادى بود؛ بچه‌ها آمدند و با ورودشان طبق معمول شور و نشاط را همراه آوردند. با تلفن يكى از مادرها شروع شد و آوار جنگ، اين عجوزه بدطينت به جان هايمان نشست. ابتدا سعى كرديم بچه‌ها متوجه نشوند و خطى بر خنده‌های زيبایشان نكشيم اما صداى انفجار كه آمد، با نگرانی از سلامتى بچه‌ها، همه را به ناهارخورى فرستاديم؛ ايستاديم تا همه رفتند. در صورت تک‌تک بچه‌ها نگاه كردم، مخلوطى بود از ترس و اضطراب، گلوله‌ای انگار از قلبم بالا آمد و پشت گلویم جا گرفت و مى‌دانستم تا وقتى دوباره دخترانم را سلامت و شاد ببينم، همان‌جا خواهد ماند. براى آن‌ها چه مى‌توانستم بكنم؟ با حرف تكرارى "نگران نباشيد" بدرقه‌شان كردم. نمی‌دانم در هنگامه‌ بمب و موشک و جنگنده و پدافند براى دخترکانم چه مى‌توانم بكنم... دلم مى خواست برايشان اردو بگذارم، قرار بود مسافرت بروند، قرار بود جشن داشته باشيم؛ آتش بازى، افطارى، قرار بود با خوشحالى بدرقه‌شان كنيم براى عيد، قرار بود روز آخر بخندند، شاد باشند، اگر كدورتى دارند تمام شود و بروند. مى خواستيم با هم قصه زيباى زندگی را در روزهاى قشنگ آخر اسفند رج بزنيم. مسابقه بدهيم، بچه‌ها شلوغ كنند، بخندند، همه كدورت هاى شش ماهه را با خنده‌هايشان از ذهن و قلبشان خارج كنند؛ اصلاً هرچه دلشان مى خواهد بكنند. شادى و مهر هدیه‌ای است كه هميشه دوست دارم تقديم دخترانم كنم كه در قلبشان جارى باشد. جنگ زيبا نيست اما تجربه گران‌سنگی است. تجربه؛ هرچه ارزشمندتر، بدست آوردنش سخت‌تر، در جنگ، داشته‌ها و نداشته‌هایمان را زیر ذره‌بین مى‌بريم، قدر داشتن هاى کوچکمان را مى دانيم و می‌بینیم نداشتن هايمان در مقابل داشتن هايمان چقدر حقير است. در جنگ قدر کشورمان را بيشتر مى دانيم، قدر مردمش را، مهربان تر مى شويم و كوله‌بار تجربه‌مان پر از خاطره هاى زشت و زیبا مى‌شود. بمب‌ها كه مى آيند دستان ما بيشتر در هم گره مى خورد، نگران همه آن‌هایی مى‌شويم كه به بودن شان عادت كرديم و نگران اين مى شويم كه نكند خراشى هرچند کوچک بر پيكر عزيزشان زخم زند... و فكر مى كنيم ايران ما چقدر سرمايه هاى گران‌قدر دارد و شكوه ايرانمان، ما را سرمست از غرور مى‌كند. اين نوشته بناى اين را ندارد كه از زشتى هاى جنگ بگوید، از بمباران‌ها، از كودكان عزيز ميناب، از همه دلهره‌ها و دلواپسی‌ها، ازجان‌های عزيزى كه رفتند... اين نوشته، قصه دلتنگی یک مدرسه است براى همه دخترانش، همه همكاران، دلتنگی براى صداى زنگ‌ها، هياهوى بچه‌ها، صداى ورق زدن كتاب، كشيده شدن قلم بر روى كاغذ... دلتنگی براى سلام هاى برامده از عشق از قلب‌های بدون كينه، دلتنگی براى اعتراض‌ها، غر زدن‌ها، شادی‌ها و غم‌ها. ما به همه آنان كه مشق عشق مى كنند و بر لوح سپيد قلب دانش آموزان مهر مى نشانند و صبورانه باهمه توان شان براى دختران اين سرزمين معلمى مى كنند و از جان مايه مى‌گذارند؛ سپاس مى‌گوییم‌ و سهم عظيم شان را در آينده روشن و درخشان همه دختران پاس مى داريم. قدردان زحمات همه سروران هستيم. روز معلم بر همه همكاران عزيز و دلسوز مبارک منتظر حضور شما در جشن روز معلم؛ یک‌شنبه ١٣ ارديبهشت ساعت ۱ الى ١٨ هستيم. به اميد ديدار ميرمحمدصادقی

ن وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ ما می‎خواستیم برای دختران ایران زمین خانه‎ای بسازیم پر از عشق و نور، دریچه‎های قلبمان را که آکنده از محبت دخترانمان بود بگشاییم و با مهر و عشق سیرابشان سازیم. مدرسه‎ای بسازیم پر از زیبایی با انسان‎هایی بدور از همه کینه‎ها، حقارت‎ها، پستی‎ها و… . می‎دانستیم قدم در راه سختی گذاشته‎ایم آنچه به ما در این راه کمک کرد و گام‎های کوچک‎مان را قدرت بخشید الطاف بیکران خداوند، عنایت ائمه معصومین، نیت خیر موسسان مدرسه، کمک‎های دلسوزانه و راهنمایی‎های مرحوم مغفور حاج آقا علاء میر محمّد صادقی و تلاش‎های بی‎شائبه همکاران عزیزمان که از جان مایه گذاشتند و دل‎های پاک و معصومیت دخترانمان بود. اینک ده سال از روز آغاز گذشته است، ده سالی که با همه سختی‎ها سعی کردیم روزهای زیبایی را برای دانش آموزانمان رقم بزنیم؛ روزهایی همراه با شادی، موفقیت و پر از انوار آرام‎بخش عبودیت و دخترانمان با سرآمد شدن در اخلاق و دانش سربلندمان کردند. امیدوارم سال‎ها این بنایی که با عشق ساختیم و بر ایمان و اخلاق پایه‎گذاری کردیم، استوار بماند و دختران عزیز رفاه‎ شرق همچون ستارگانی پر نور در آسمان ایران عزیز بدرخشند و دنیا و آخرت‎مان را نور باران کنند و انسان‎هایی عابد، عالم و مؤثر در جامعه باشند. به روح پر فتوح مرحوم حاج آقا علاء میرمحمّدصادقی درود می‎فرستیم و برای ایشان و برادر بزرگوارشان رحمت و مغفرت الهی خواستاریم . ان شاء الله فروغ السادات میرمحمد صادقی خرداد ۱۴۰۴

به نام او🌹 این بار سال که نو میشود ما در نغمه ربنای افطار و گلبانگ توحیدی سحر غرقیم و کوله بار پر از نور رمضانمان را ذخیره سال جدید می کنیم . ما هستیم و زیباییهای بهار ، ما هستیم و شکوه رمضان . حالا با تصمیم های بزرگ سال نورا آغاز می کنیم و عهد می بندیم با آن رب عالمیان که دلهایمان را ازهمه کینه ها و زشتی ها بزداییم و سرزمین قلبمان را پر کنیم از گذشت ،از فداکاری ،از دوستی ،از مهربانی و بخشش .از او فقط یاری بجوییم که اقیانوس رحمتش گسترده است و همیشه در پناه اوییم ،حسبنا الله را با قلبمان می فهمیم و در همه ماندن هایمان یدالله را می بینیم ودر شبهای قدر بایاد مولایمان از آن قادر مهربان بهترینها را طلب کنیم ، طلب مغفرت کنیم و زمزمه کنیم : همه درگاه تو جویم ، همه از فضل تو پویم همه توحید تو گویم که به توحید سزایی 🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺 اولین سالیست که بنیانگذار مدرسه مان ، او که دلسوزانه منتظر درخشش دختران رفاه شرق بود در بین مانیست ،اما دختران خوب رفاه شرق چون همیشه در آسمان زیبای ایران می در خشند و چشمانمان را ستاره باران می کنندو روح بلندش آرامش می یابد . دعای آن مرد خدا بدرقه راه ما و همکاران محترم ودختران عزیزم خواهد بود ان شاء… از زحمات اعضای محترم انجمن در مراسم افطاری سپاسگزارم سال نومبارک التماس دعا میرمحمدصادقی

پدر ، این پارسای زاهد و این بزرگ مرد نیکوکار، معدن صفا و صمیمیت و گذشت که بزرگوارانه و پیامبر گونه زیست و در مقابل حرفهای ناروا و صحبتهای کوته بینان خاضعانه می گذشت . ///آنچه کرد به شماره نیاید ، پدر بود ونامی که جاودان خواهد ماند ، داستان زندگیش را آیندگان افسانه می پندارند و باور نخواهند کرد چراکه این همه پاکی ،صفا ،وارستگی و خدمت به خلق در فهم نگنجد . او که زاهدانه می زیست و زیست پر هیز کارا نه اش را به نمایش نمی گذاشت ، ایمان دیگران را اندازه نمی گرفت و سایه پرمهرش را از هیچکس دریغ نمی کرد. جایگاهت جنات نعیم است تا کمی بیاسایی ، چشمه های زلال خیراتت سیرابت می کنند ، همه گلبوته های نورانی دعا ی آنان که سایه پر مهرت برسرشان بود به استقبالت خواهند آمد ، ملائک نغمه یا ایتهاالنفس المطمئنه .. …سر خواهندداد و اجداد طاهرینت به پیشوازت خواهند آمد . از لطف دختران خوب و عزیزم فارغ التحصیلان دوره ۱و۲و۳و۴ سپاسگزارم . همیشه موفق، سلامت و سعادتمند باشید عزیزانم .

حالا که بهار زیباییش را به رخ می کشد و ماه خوب خدا به خانه های ما سرک می کشد و نغمه های با شکوه ربنای افطار و ترنم زیبای دعای سحر در شهر جاری می شود. ما هستیم و زیبایی‌های بهار و ما هستیم و آرامش رمضان و این دو گانگی با طراوت همیشگی معنویت سیرابمان می کند و برای تصمیم های بزرگ آماده می شویم و مهیا می شویم برای بهتر بودن، برای پالایش روح از همه پستیها و حقارتها ، برای پر کردن قلب از محبت انسانها ، برای مطهر شدن در چشمه گذشت، برای پاک شدن زیر آبشار انسانیت، برای دور ریختن همه کینه ها و برای سرودن سرود دوستی. و من برای همه‌ی بزرگواران سالی سرشار از موفقیت و همراه با سرافرازی و سلامتی و شادی و روزهایی پر از افتخار و سر بلندی در پناه خداوند آرزو مندم. میرمحمدصادقی

به نام او دختران خوبم : چرخ روزگار می چرخد و فرزندان ما بزرگ می شوند و خانه را ترک می کنند اما جای خالی روزهای دانش آموزی شان تا ابد در یاد و خاطر ما می ماند . عزیزانم ،با توکل به رب عالمیان ،که هرچه داریم از اوست و با استعانت از ائمه معصومین ، با آرامش کامل در آزمون شرکت کنید و مطمئن باشید که من و همکارانم باگلبوته هایی پر از مهر و محبت ومزین به دعا ،هر لحظه در کنار شماییم و حتما دختران رفاه همچون ستارگان می درخشند و ما چون همیشه به آنان افتخار خواهیم کرد . سعادت ، خوشبختی و موفقیت شما آرزوی همیشگی من است . میرمحمدصادقی

شکر آن را که دگرباره رسیدی به بهار بیخ نیکی بنشان و ره تحقیق بجوی وقتی دستان سخاوتمند بهار همه زیبایی هارا به دامن طبیعت می‌ریزد و ما نظاره گر این همه دگرگونی هستیم؛ باید همراه با بهار تصمیم بگیریم و تغییر را انتخاب کنیم و برای بهتر بودنمان در هزارتوی اندیشه و افکارمان راهی پیدا کنیم و بر آن استوار بمانیم. بهار امسال را به فال نیک می‌گیریم که در دل خود، ماه روزه داران، ماه خودسازی، ماه برکت و رحمت و ماه “ربنای” زیبای افطار و نغمه‌‌های دلنواز سحر را جای داده‌است. برای شما در سال جدید قلب‌هایی پر از آرامش با عشق آن بی‌همتای یگانه و دست‌هایی گسترده و پر از مهربانی و چشم‌هایی روشن از نور ایمان و وجودی بی‌کینه و پاک و سرشار از محبت و همدلی آرزومندم. در سال جدید چون همیشه دعاگویتان هستم و امیدوارم آسمان رفاه شرق با درخشش دخترانش نورانی باشد و ستارگان رفاه راه مارا تا رسیدن به قله عبودیت روشنی بخشند. انشاءالله…

دختران من! عزیزانم! خیالتان راحت! آن که همیشه کنارتان بوده باز هم هست. آن رب عظیم، آن یگانه بی همتا با شماست. در همه لحظاتی که کنکور را تجربه می کنید یادتان باشد که قلبهایی هست که برای شما می تپد و زبانهایی که مشتاقانه دعاگویتان هست. پس آرام باشید و به خداوند تکیه کنید. و دلگرم دعاهایی باشید که به نیت شما زمزمه می‌شود. برای همه شما آرزوی موفقیت دارم. سرکار خانم میرمحمدصادقی

باعرض سلام خدمت دخترهای عزیزم در پایه دوازدهم؛

دختران خوبم آخرین امتحان دانش‌آموزی از روز دوشنبه 27 اردیبهشت آغاز می‌شود و حتما با سرافرازی شما پایان می یابد.

عزیزانم یادتان باشد؛

که همیشه نمایندگان شایسته‌ای برای رفاه‌شرق بوده‌اید و ما می‌دانیم که حتما در طول امتحانات گزارش‌های خوبی از ادب، نحوه برخورد، رعایت قوانین و سلوک شایسته شما به ما خواهد رسید و ما چون همیشه به شما افتخار خواهیم‌کرد.

دعاگو و چشم انتظار موفقیت‌های شما هستیم.

میرمحمدصادقی


بهار می آید بعد از هر زمستانی، وقتی که ننه سرمای قصه ها بساطش را جمع می کند همه تاریکیها رو با خود می برد. زندگی دوباره آغاز می شود و دفتری نو را باز می کنیم دفتری که برگ های زرینش پر است از روشنایی و نور و دوستی و ایمان و نوید روزهای خوب را می دهد روزهای بدون کینه، بدون تاریکی، بدون دشمنی روزهایی خالی از همه حقارت ها روزهایی پر از بهار.

برای همه شما عزیزانم سالی پر بار سرشار از عزت، سر بلندی، سرافرازی و موفقیت آرزومندم. دختران عزیزم سال نو مبارک، دختران بهاری ام بهارتان مبارک...

عزیزانم با توجه به این که روز اول سال مصادف با شهادت امام موسی کاظم (ع) است به آن امام بزرگوار متوسل می شویم که سال نو سال سلامتی برای همه باشد . ان شاء...

میرمحمدصادقی


برگ ریزان پاییز مهر می آورد و مهر مدرسه را در کوچه های خاطراتمان می گردیم تا شاید خود را پیدا کنیم که آرزوی ما بزرگترها همیشه این است : ای کاش مدرسه تکرار می شد اما حیف . . .

خود را مگر پیدا کنم

کیف زرد کوچکی در پشت

نیزه ای از آن قلم های نئی در مشت

گوشها از سوز سرما سرخ

حالا ما مدرسه ای ساخته ایم که پایه هایش را انسان هایی بنیان گذارده اند که هدفشان به وجود آوردن محیطی پر از عشق و ایمان و ساختن انسان هایی عابد و عالم بوده است.

طلوع خورشید اول مهر ماه به ما نوید اولین روز مدرسه را می دهد. دلهره ای همراه با شوق با ماست. امروز بچه های ما می آیند، بچه های خوب ما، اولین گروه دانش آموزان رفاه شرق همه چیز آماده است. برنامه بارها بررسی شده است که نقصی در آن نباشد و در خور دختران خوب ما باشد. طاق نصرتی با گل درست کرده ایم، وسایل پذیرایی آماده است. هدیه های کوچکی گرفته ایم . حالا زمان ورود بچه هاست سالن آمفی تئاتر با ورود دخترانمان عجب شوری پیدا کرده است. اولین روز آشنایی است. ماییم و شما و . . .

می دانیم گام در راهی نهاده ایم که بسیار سخت است اما شوق دیدار شما باعث می شود استوارتر شویم. مدرسه شاید بهترین جای دنیا باشد. داد و ستدی که در آن انجام می گیرد زیباست. کالاهایی که عرضه می شود ایمان، علم، انسانیت، صداقت، مهربانی، دوستی، همدلی و . . . است. هرچه عرضه می شود بی نهایت است. اینجا مقیاس و پیمانه ای در کار نیست همه هم فروشنده اند هم خریدار خوبی ها فروخته می شود و گاهی هم خریده می شود. اینجا پر از نور است و روشنایی. خبری از تاریکی ها نیست . خبری از غیبت، تهمت، تمسخر، حسادت و حقارتها نیست.

ما با شما پیمان بسته ایم که همه باهم و با عنایت خداوند در صراط مستقیم پیش رویم و در سیر الی ا… همگام باشیم. ما میخواهیم صخره های زندگی را با سلاح علم و ایمان در نوردیم تا به قله برسیم قله ی رفیع عبودیت. کتابمان قرآن است و راهنمایانمان ائمه اطهار. با اراده ای محکم و استوار پیش می رویم تا فردا را بسازیم فردایی روشن و پر امید.

ودختران ما فرزندان عزیز رفاه شرق هچون ستاره هایی درخشان در آسمان علم و ایمان خواهند درخشید و این سرزمین را نور باران خواهند کرد. انشاء ا…